واژه ی (Love) یعنی عشق معانی متعددی درزبان انگلیسی دارد.
هم رضایت محدودوکمی خوش
آمدن ازچیزی مثل دوست داشتن
یک فیلم راباآن توصیف می
کنندوهم عاشق بودن تاسرحدمرگ را
که درواژه هایی مثل وطن
پرستی مستترمی شود.بنابراین واژه ی
عشق می تواندیک احساس
عاطفی معمولی یااحساس محبت شدید
وفوق العاده رادراین زبان
توصیف کند.درکاربردهای روزمره
معمولااین واژه به عشق بین
فردی اشاره می کند.احتمالابه دلیل
ارتباط نزدیک عشق بامسایل
روانشناسی موردعلاقه ی انسان عشق
به یکی ازمهم ترین موضوعات
هنری تبدیل شده است.بیشترفیلم های
جدیدوآثارموسیقی پاپ
داستان های عاشقانه ای دارند.به دلیل وجودشکل
های متعددعشق انواع
متفاوتی ازعشاق هم به وجودآمده است.ازسوی دیگر
ازآنجاکه عشق درهمه ی
فرهنگ های انسانی یافت شده ودرهرفرهنگی با
مشخصه های خاص آن تصویرمی
شودجایگزینی یک تعریف جهانی واحد
درموردعشق واقعی به دلیل
وجودهمین دیدگاه های مختلف بسیارمشکل است.
بازشب بودومن وقصه ی
تنهایی من
چشم گریان من واین دل
شیدایی من
دوربودم زتووحسرت دیداربه
دل
تونبودی وشدم نزددل خویش
خجل
روزهایم شده شب فصل بهارم
چوخزان
برده ازاین دل من شوروشعف
بادوزان
کی رسدفصل وصال تودلم بی
تاب است
دل دریایی من بی
تودگرمرداب است
کوچه بی توشده تاریک
گذرخاموش است
کوله باری زغم وغصه کنون
بردوش است
توبیاتاکه برویدبه گلستان
سنبل
تابه گوشم برسدبازنوای
بلبل

نوشته شده توسط فاطیما در
یکشنبه 11 فروردین 1387 و ساعت 10:30 ق.ظ
ویرایش شده در
پنجشنبه 12 فروردین 1389 ساعت 10:09 ق.ظ